خانه تورگنو

decoro.ir

خانه تورگنو

پوسوئلو، مادرید

طرح این خانه از دل مسابقه ای بیرون آمد که شرکت کنندگانش دوستان معمار مالکانش بودند.

توپوگرافی بنا، در میانه دامنه کوه، همچنین رعایت الزامات سختگیرانه ساخت و رعایت محدودیت های هزینه ها در مجموع به شکل گیری کلبه ای سفید و مکعب شکل منجر شد که ابعادش ۱۰*۱۰*۱۰ متر بود.

این مکعب سفید به دو بخش تقسیم شد: نیمه شمالی شامل فضاهای خدماتی و نیمه جنوبی شامل فضاهای کاربردی.

بخش اول شامل یک نوار مرکزی است که حمام، توالت و راه پله ها را در بر می گیرد. اتاق خواب ها و آشپزخانه مستقیما رو به شمال دارند.

اتاق نشیمن و اتاق غذاخوری در بخش دوم، ارتفاعی دو برابر دارند و اتاق مطالعه در بالاترین نقطه قرار گرفته است.

این اتاق به اتاق نشیمن مشرف است، که خود رو به اتاق غذاخوری دارد و در نتیجه فضایی ضربدری شکل گرفته که در آن هر یک از این سه اتاق ارتفاع متفاوتی دارند.

برق و درخشش پنجره های نما و رنگ سفید بنا، بر وجه مکعبی این کلبه افزوده و آن را برجسته کرده اند.

نور به عنوان مایه اصلی این خانه است که پنجره ها آن را جمع و تصاحب می کنند.

این نور در سیرش از شرق به جنوب غربی در هر درز و شکافی نفوذ می کند و در جریان این حرکت نقش اصلی را در فضای پروژه بازی می کند.

ساده و سرراست این که خانه فضایی ضربدری است که بازی قطری نور زینت بخش آن است.

photo_2017-01-16_10-20-58

جای خالی معماری در فرهنگ عامه ی ما

decoro.ir

جای خالی معماری در فرهنگ عامه ی ما

برای هر معمار جوانی که اتفاقا شیفته تصورات رمانتیک و نوستالژیک از روزنامه نگاری در دورانی است که تنها رسانه های فراگیرش روزنامه های سیاه و سفید با چاپ سربی بودند و روزنامه نگارانش بارانی بلند به تن، کلاه شاپو به سر و دفترچه ی بیش از حد کوچکی به دست داشتند(چه کسی شیفته این تصورات نیست؟)، فیلم آمریکایی “سرچشمه” (۱۹۴۹)  یک خوراک درست و حسابی است. فیلم که اقتباسی سینمایی از کتابی با همین نام به قلم “آین رند” است،

داستان معمار نوگرایی را روایت می کند که حاضر نیست از اندیشه هایش کوتاه بیاید و ذره ای تن به سلیقه ی بازار بدهد یا گوشه ای از ساختمان هایش مطابق طرحش اجرا نشود.

در مقابلش هم روزنامه ای است که نقدهای منتقدی را چاپ می کند که دل خوشی از این معمار خودکامه ندارد.

نقطه اوج فیلم جایی است که معمار یکدنده ی داستان یکی از ساختمان هایش را، قبل از افتتاح، به این خاطر که سرمایه گذاران بخشی از نمای آن را در خلال اجرا تغییر داده اند، شبانه با دینامیت منفجر می کند!

اما وقتی در مخمصه ی ناشی از این کارش گیر می افتد، سردبیر روزنامه ای که همیشه مقابلش بود، منتقدش را اخراج می کند و در دفاع از او تا ورشکستگی پیش می رود.

آب و تاب هالیوودی فیلم و پیام(پروپاگاندی) فلسفی-اجتماعی آن درباره فردگرایی و جمع گرایی را که کنار بگذاریم، چیزی که می خواهم به آن توجه کنیم نقشی است که در آن به معمار و معماری داده شده و جایگاهی که برای معماری و نقد معماری در میان مردم جامعه ترسیم شده است.

به همین خاطر است که می گویم این فیلم خوراک معمارهای جوان است. دانشجویان معماری با این آرزو درس شان را تمام می کنند که روزی یک معمار مشهور شوند و نامشان در ردیف ستاره های سینما و ورزش و سیاست در خاطر مردم بماند و آثارشان جزئی از زندگی و فرهنگ آن ها شود.

اما وقتی از دنیای “سرچشمه” بیرون بیاییم، به واقعیت برگردیم و پا به جامعه ی هرروزه ی خودمان بگذاریم، اوضاع جور دیگری است.

اگر در خیابان از رهگذرها بخواهیم اسم یک معمار ایرانی را بیاورند، معمولا جواب نصیبمان نمی شود.

موضوع مربوط به خودخواهی معمارانه و عشق به معروف شدن نیست. مشکل بزرگتر از آنجاست که اگر از همان رهگذرها درباره ی فضای شهری و ساختمان های ارزشمندی که می شناسند هم بپرسیم، وضعیت جواب تغییر چندانی نمی کند. مسئله غایب بودن معاری و شهر در اذهان عمومی است.

گواه آن هم جای خالی فضای معماری و شهری یا حتی شخصیت معمار در اغلب داستان ها، موسیقی ها، فیلم ها و سریال های ایرانی است.

طنز تلخ این ماجرا هم در آنجاست که در حال حاضر یکی از فعال ترین بازارهای کشور همین بازار ساخت و ساز است.

بنابراین انتظار می رود تا حدی معماری در افکار عموم مردم پررنگ باشد. اما از آنجا که سازنده ها جز برای یک امضا گذرشان به معمارها نمی افتد، چنین نیست.

مردم لاجرم هرروز در شهر و فضای معماری قدم می زنند اما به آن توجهی نمی کنند. در آن زندگی می کنند اما کیفیتش را نقد و ارزیابی نمی کنند و برای همین است که صحبت کردن از معماری با عموم مردم کاری غریب می نماید و جای نقد معماری در رسانه های عمومی خالی است.

با این حال، فکر نمی کنم کسی منکر این باشد که معماری بخش مهمی از حوزه ی فرهنگ است.

اما همچنان در کتاب های درسی مدارس ما خبری از صحبت درباره ی معماری یا بناهای ارزشمند  کیفیت فضایی نیست.

چیزی که در کتاب های تاریخ و اجتماعی مدارس و، از همه مهمتر و موثرتر، در متن های کتاب های فارسی مدرسه ها، در کنار دیگر مباحث فرهنگی شایسته ی طرح شدن و گنجاندن است.

photo_2017-01-16_10-20-52

حفظ جایگاه مستقل رسانه های تخصصی شهرسازی و معماری

decoro.ir

حفظ جایگاه مستقل رسانه های تخصصی شهرسازی و معماری

با ارتقای حرفه ای رسانه های کشور و تکامل رشته های علمی و تخصصی مختلف، بسیاری از این رشته ها امروز صاحب یک یا چند رسانه ی تخصصی شده اند که تمرکز بر اخبار صنفی و اطلاعات تخصصی شده اند که تمرکز بر اخبار صنفی و اطلاعات تخصصی را مبنای کار خود قرار داده اند.

در کنار این رسانه ها حجم بسیار گسترده ای از رسانه های عمومی قرار دارند که بر مسائل روزمره ی زیست شهروندان تمرکز کرده اند.

بنابراین می توان از هر موضوعی درپایی در آرشیو آن ها پیدا کرد.

غالب رسانه های عمومی هدف اصلی خود را بر تجمیع آرای عمومی حول سیاست کلان رسانه استوار کرده اند و تاکتیک جذب مخاطب و مشترک را سرلوحه خود قرار داده اند.

در مقابل این نگرش کمی به مخاطب در رسانه های تخصصی، آنچه باید اولویت اصلی در نظر گرفته شود،

غنای تخصصی مباحث و توجه به کیفیت و مقاومت هرروزه در مقابل شیفتگی نسبت به تعداد مخاطب است. رسانه های تخصصی به تجربه دریافته اند که اگرچه انتشار مطالب به اصطلاح زرد و عوام پسند به گونه ی معجزه آسایی منجر به رشد مقطعی مخاطب می شود،

در بلند مدت تنزل کیفیت و از دست دادن مخاطب دغدغه مند را به همراه خواهد داشت.

از دیگر سو جذابیت های در اختیار گرفتن، مصادره و ایجاد کانون های مولد و ناشر اطلاعات تخصصی در عصری که همه ی چشم ها به رسانه ها دوخته شده، بر کسی پوشیده نیست.

به همین دلیل است که نهادهای عمومی(در مقابل نهاد تخصصی) علاقه مندند عقربه ی قطب نمای رسانه های تخصصی را ولو اندکی به سمت خود منحرف کنند.

با توجه به حساسیت مبحث اسکان و زیربنایی تر بودن آن نسبت به بسیاری از نیازهای شهروندان، متوجه اهمیت رسانه های شهرسازی و معماری در شکل دهی به افکار عمومی و تلقی ایشان از نمود عملیاتی سیاست های کلان می شویم. آنچه اما به سوگند حرفه ای صنف معمار و شهرساز نزدیک تر بوده، رسالت اخلاقی و اجتماعی ایشان را نمایندگی می کند، دفاع از منافع عمومی هم وطنان و حفظ موثر حدود اختیار صنفی در همه ی عرصه های در دسترس، از جمله رسانه های تخصصی، اعم از نشریات و مطبوعات و محتوای دیجیتال است. فعالان رسانه های تخصصی ای از این دست باید اخلاق حرفه ای را در اولویت قرار داده، اثر سلایق جناحی کسب عمومیت و محبوبیت در دیگر حوزه های غیرتخصصی و درآمدزایی را در تعیین سویه ی رسانه ی متبوعشان خنثی کنند.

بدین ترتیب می توان انتظار داشت نهادهای گوناگون همواره خود را در معرض نقد تخصصی رسانه های حرفه ای ببینند و از این راه، نقد یک رسانه ی مستقل تخصصی، جدی گرفته شود.

در غیر اینصورت رسانه های تخصی از بسیج افکار عمومی در بزنگاه های تاریخی ناتوان خواهند بود و به تدریج تدارکاتچی دست چندم جناح ها تنزل خواهند یافت.

photo_2017-01-16_10-19-45

رستوران زنجیره ای شیلا – شعبه نیاوران

decoro.ir

رستوران زنجیره ای شیلا – شعبه نیاوران

محمد کانی سواران

محل اجرا: تهران، خیابان نیاوران

کارفرما: علی یعقوبی

مجموعه رستوران های زنجیره ای شیلا که از سال ۱۳۸۰ فعالیت خود را با عرضه هات داگ به طور اختصاصی آغاز کرده و تا امروز به کار خود ادامه اده با توجه به بازار هدف خود اقدام به تغییر معمار داخلی خود کرد که طراحی کانسپت اولیه و گسترش آن برای ۱۸ شعبه به عهده این مجموعه واگذار شد.

شیلا نیاز به یک رویکرد جدید در فضاهای داخلی و انعکاس بهتر حس درونی مجموعه خود به بیرون را احساس می کرد و در کنار آن خواستار معرفی اهداف آینده خود در این فضاها بودند.

این اهداف باید در کنار نوآورانه بودن محصول غذایی تعریفی جدید برای مخاطبی خاص با محدوه سنی مشخص نمایش داده می شد و نکته مهم تر این است که محصول این مجموعه ذاتا ایرانی نبوده و به عنوان یک غذای وارداتی نامیده می شود و قطعا مستلزم معرفی یک سبک مصرف و یک سبک فضا متناسب با فرهنگ میزبان می باشد.

یکی از نکاتی که در طراحی کانسپت اولیه لحاظ گردید ایجاد یک فضای راحت و بدون تشریفات و به عبارتی مناسب برای نسل جوان و پرهیجان که به سادگی در فضا حضور پیدا کنند و با آرامش هر آنچه را می خواهند از فضا بازیابند و برای رسیدن به این هدف و بازگو کردن سبک زندگی استفاده از عکس مطابق با اهداف برند را در داخل فضای رستوران در دستور کار قرار گرفت و با استفاده از تصاویر می توانستیم آن بخش از مفهوم برند و کمپین های فصلی را به زبانی ساده تر بیان کنیم.

یکی دیگر زا خصوصیات اصلی که در طراحی مورد توجه بود و برای کارفرما به علت تعداد شعب و گسترش شعب بسیار اهمیت داشت بحث ارزان و ماندگار بودن طراحی داخلی بود که این موضوع با انتخاب متریال و شیوه برخورد با آن این نیاز کارفرما رابرطرف کرد و از طرفی تعمیر و نگهداری شعبات مختلف بعد از اجرا بود که اهمیت زیادی داشت که این مسئله با استفاده از معماری اکسپوز کاملا محیا شد و دسترسی به تاسیسات به ساده ترین شکل امکان پذیر گردید.

photo_2017-01-16_10-16-55

رستوران چوبی

decoro.ir

رستوران چوبی

محل اجرا: تهران، سهروردی شمالی

کارفرما: اسماعیل حیدری

مساحت: ۲۰۰ متر مربع

رستوران چوبی در یکی از مناطق پر تردد شهر تهران قرار دارد. فضای داخلی رستوران با سنگ تراورتن کرم، سرامیک کرم، پنجره های قوسی و گاه ساده به سبک کلاسیک بی هویت امروز ایران پوشانده شده است. خواسته کارفرما برای رستورانی با هدف ارائه غذاهای ارگانیک طرحی بود که بتواند بیانگر اهداف و ماموریت رستوران باشد و قابلیت تکثیر در شعبه های بعدی را داشته باشد. از طرفی فضایی که برای رستوران در نظر گرفته شده بود به صورت اجاره و برای مدتی محدود بود و به هیچ عنوان فضای مناسبی برای یک رستوران به نظر نمی رسید. با توجه به افزایش سرمایه در شهر تهران، اغلب پروژه های داخلی از تخریب بنای موجود و جایگزین کردن آن با طرحی جدید حاصل می گردد که اثرات مخربی در محیط زیت در سال های اخیر ایجاد کرده است.

به حداقل رساندن اثرات منفی حاصل از تخریب، انتخاب متریال برای بازگشت به چرخه زندگی و جلوگیری از هدررفتن سرمایه منابع را موضوع اصلی در طراحی داخلی رستوران قرار دادیم.

صرف نظر از کم ارزشی بنای موجود از لحاظ معماری، حفظ جداره ها، رها کردن سطوح دیوارها و پوشاندن آن با جداره ای شفاف برای ایجاد ارتباط بین فضای جدید و قدیم مورد توجه قرار گرفت و با فاصله گرفتن از جداره اولیه، جداره ای جدید در فضا ایجاد گشت که ضمن ایجاد هویتی جدید سبب شکل گیری تفکیک فضا بر اساس نیازهای متفاوت مجموعه گردید.

برای هرچه کمتر آسیب رساندن به چرخه زندگی هویت جداره های الحاقی را بر اساس نظریه بازگشت ماده از یک شکل قابل استفاده و تبدیل به شکل دیگر قرار دادیم. می خواستیم رستوران با طبیعت دوستی کند و از طبیعت وامدار گردد.

چوب و آهن را به عنوان عناصر اصلی رد شکل گیری جداره ها به کار بردیم، ارتباط با درختان در فضاهای جمعی حالا در مسیرهای رستوران روح تازه ای گرفته بود.

رویکرد دیگری که در این مسیر، پراهمیت می نمود امکان بازگشت بنا به وضعیت اولیه به منظور جلوگیری از هدررفتن سرمایه و منابع طبیعی بود. انتقال طرح  و سرمایه از مکانی به مکان دیگر با حداقل آسیب، روش مناسبی برای پاسخ به این مسئله بود. زیرا سرمایه، طرح و جزئیات از هم مجزا نیستند.

در طراحی تمام جزئیات قابلیت انتقال، باز و بسته شدن اجزا مورد توجه قرار گرفت که خود باعث خلق ریز مدول های پیوسته در فضا در تمامیت و اجزا گردید تا آن جا که با وجود طراحی جزئیات بسیار، یکپارچگی فضا کمترین آسیب را دید. امکان و حتی غیرمنتظم بعد را فراهم کرد تا در طول مسیر رشد رستوران، فضا پیوسته با تغییری آگاهانه ماندگاری خود را فراهم کند.

وجود فضایی بلند در قسمت ورودی رستوران به عنوان مبدا اصلی حرکت داری بیشترین پتانسیل برای ایجاد ارتباط بصری در پروژه مورد توجه قرار گرفت.

به نحوی که امتداد ارتباط دید ناظر و کشش آن به داخل فضا بتواند کنجکاوی ناظر را برانگیزد و با شکستن سکون فضا، پویایی و تحرک را به ارمغان آورد. بنابراین چگونگی گسترش این ارتباط در مقاطع پروژه مورد ارزیابی قرار گرفت و با کاستن و افزودن به فضای مکعب مانند ورودی امکان پیشروی و امتداد بصری در طول حرکت ناظر را فراهم کرد. سپس برای ایجاد حس دعوت به طبقه فوقانی، طرحی همسان با سقف ورودی برای نیم طبقه بالا در نظر گرفته شد تا فضا از یکپارچگی بیشتر در عین حال تنوع فضایی بالاتر برخوردار گردد.

از آنجایی که بحث محرمیت در تقابل همیشگی باالگوی پلان باز در معماری مدرن قرار می گیرد، رسیدن به جوابی که پاسخگوی نیازهای فرهنگی جامعه امروز ایران که در حال گذر از فرهنگ سنتی خود به فرهنگ مدرن جهانی می باشد جز مسائل مهم طراحی رستوران چوبی قرار گرفت.

ایرانیان از دیرباز در فضاهایی زندگی کرده اند که حریم خصوصی و عمومی را مجزا نموده و امکان دسترسی به فضای اندرونی را محدود کرده اند. لذا در ناخودآگاه خود خاطره ای از گذشته را به یاد دارند که تمایل آنان برای استفاده از فضاهای با آرامش فضاهای گذشته را برمی انگیزد. بنابراین آنچه در طراحی این رستوران مورد توجه قرار گرفت ایجاد دیواره ای برای تفکیک فضاهای خصوصی، خانوادگی یا دوستانه بود که بدون خرد کردن فضا و در عین حال با حفظ حریم شخصی ایجاد شده باشند و مسیرهای حرکت بدون آسیب رساندن به حریم خصوصی و با فاصله از آن قرار داشته باشند.

photo_2017-01-16_10-19-03

photo_2017-01-16_10-18-06

مرکز خرید ماهر

decoro.ir

مرکز خرید ماهر

شرکت مهندسین مشاور روند هماهنگ – علی حمیدی مقدم

محل اجرا: همدان

اجرا: دفتر روند هماهنگ

این ساختمان در مجاورت میدانی که مقبره پزشک و فیلسوف مشهور “بوعلی سینا” در آن قرار دارد، واقع شده است.

که به همین دلیل این منطقه شهری توریستی است و همواره توریست ها و شهروندان در آن محدوده برای خرید و گردش حضور دارند.

این موضوع در شکل گیری ایده طراحی بسیار موثر بود.

ابتدا اولین مسئله را به این صورت طرح کردیم که: چگونه می توان در یک مرکز خرید لباس زنانه معیار حضور مشتری ها و انتخابشان ، آدم ها با هر ویژگی ظاهری باشند نه مانکن های خوش قد و قامت پشت ویترین، به طوری که آدم های غیر استاندارد مانکنی هم دیده شدن را تجربه کنند؟

و در ادامه، مسئله دیگری که با توجه به موقعیت شهری آن مکان طرح کردیم این بود که: چگونه آن فضای داخلی می تواند در ادامه فضای شهر باشد و یا با شهر پیوند داشته باشد تا اثر شهر در آن فضا و اثر بر شهر درک شود؟

که مهمترین عامل این پیوند همان وجه مشترک شهر و ساختمان یعنی نمای شیشه ای این فروشگاه می باشد که می بایست پاسخ را در آن جستجو کرد. و از طرفی مسئله دیگری که طرح کردیم آن بود که: در چه صورت با حذف کاربری فروشگاه لباس زنانه را از این فضای تجاری، بستر مناسبی برای پرسه زنی افراد در ادامه شهر ایجاد کرد به طوری که افراد با آن فضا همانند بخشی از فضای شهری رفتار کنند چرا که آن چه افراد را مجددا به یک فضای عمومی چه شهری و چه تجاری به منظور خرید، گشتو گذار و یا تفریح ترغیب می کند، رویداد و خاطره از آن فضاست.

photo_2017-01-16_10-16-28

رستوران کوچونی

decoro.ir

رستوران کوچونی

پریما جهانگرد

محل اجرا: تهران، فرمانیه

کارفرما: نادر اکبری و محمد تیموری

رستوران کوچونی در محدوده خیابان فرمانیه و اندرزگو در طبقه همکف ساختمانی با کاربری تجاری اداری واقع شده است. این پروژه دارای زیربنای ۳۳۰ مترمربع در دو طبقه می باشد و جبهه های غربی و جنوبی نورگیری می کند.

تمامی فضاها در مقیاس و کاربری، به حریم خاص خود نیاز دارند و این مرزهای فضایی هستند که پیوستگی بین فضاها را ایجاد کرده و تغییر از فضایی به فضایی دیگر را ممکن می سازند.

در این پروژه با تصرف برخی از فضاها بوسیله ی شیشه های مشکی نیمه شفاف و لوله های مسی بلند حریم های فضایی در داخل رستوران تعریف گردید که نه تنها شدت نور روز را کمتر خواهد کرد بلکه فضاهایی آرام تر و خصوصی تر را برای میهمانان این فضا ایجاد می کند.

یکی از کیفیت های مطلوب فضایی، خلق فضاهایی در دل هم می باشد که علاوه بر حریم بندی فضا به دلیل ایجاد تنوع فضایی و خلق کیفیت های متنوع در یک فضای محدود کاربر را مشتاق به گردش در فضا می نماید.

سعی در تصرف فضاهایی در داخل فضایی دیگر به دلیل پاسخگویی به بسیاری از مسائل پروژه، اولین هدف در بازسازی این پروژه قرار گرفت. که این اقدام در مرحله ی نخست از طریق ایجاد باکس های شیشه ای نیم شفاف میسر گردید که علاوه به حریم بندی فضایی، به دلیل نیمه شفاف بودن نور و دید کافی را فراهم نمودند.

با قرار دادن چهار باکس نیمه شفاف در داخل فضای اصلی، فضاهای خصوصی تری در دل فضای اصلی بوجود می آید. در قسمت هایی که باکس های شیشه ای در مجاورت پل ها قرار گرفته است جداره ی شیشه به بالا کشیده شده تا دست اندازهای لازم برای پل ها ایجاد شود و علاوه بر تقویت کیفیت بصری این باکس ها حریمی نیز برای نیم طبقه بالا به وجود آید.

برای تقویت حریم نیم طبقه در لبه ها لوله های مسی به ارتفاع یک متر از سقف به سمت پایین به نزدیکی شیشه های بالا آمده کشیده شده اند و نیم طبقه بالا، خود به یک باکس فضایی تبدیل شده است.

photo_2017-01-16_10-16-08

دفتر مرکزی ونوس شیشه

decoro.ir

دفتر مرکزی ونوس شیشه

رنا دیزاین – رضا نجفیان

محل اجرا: تهران، پایین تر از چهارراه فرمانیه

کارفرما: ونوس شیشه

شیشه نه فقط به عنوان مصالحی شفاف، بلکه به عنوان ماده ای که می تواند نقشی مهم و اصلی در صحنه ی طراحی بازی کند، دارای جایگاهی مهم و قابل توجه می باشد.

اجحاف بزرگی است در حقش که همیشه واسطه باشد میان بیرون و درون، میان چشم و شی، میان هرچیز و هرچیز دیگر… شیشه باید باشد که باشد به هر عنوان شایسته…

دفتر مرکزی شرکت ونوس شیشه، پروژه ای با مساحت کل تقریبی ۴۹۰ مترمربع، در چهار واحد کوچک مجزا ولی مرتبط، در طبقه نهم یک برج تجاری – اداری قرار گرفته است.

ایده اصلی طراحی، استفاده از شیشه به عنوان عنصری مهم، تاثیرگذار و شکل دهنده در تمامی بخش های پروژه و نمایش کارکردهای متعارف و همچنین نامتعارف و خلاقه از شیشه در تمامی فضاها با بیانی قوی، شاخص و در عین حال منسجم در نظر گرفته شده است.

به گونه ای که خودفضاها و عناصر و اجزا مختلف پروژه همچون نمونه هایی عینی و کامل از این کارکردهای ویژه باشند.

به دلیل تنوع نمونه ها و انواع مختلف شیشه های ساختمانی، و حتی تنوع زیاد شیشه های شفاف به ظاهر معمولی، از تمامی انواع آن جهت نشان دادن خصوصیات و ویژگی های خاص هر کدام استفاده و تلاش شده که با نگاهی متفاوت و با به کارگیری جزئیات طراحی و اجرایی خاص و خلاقه، از شیشه های ثابت و متحرک متنوع در موقعیت های مختلف به عنوان دیوار، سقف، کف،  قفسه، جداکننده، عناصر سازه ای، مبلمان، میز، رویه و غیره استفاده ای ویژه و نمایشی گردد تا خود فضای پروژه به شورومی کامل و نمونه از تمامی کاربردهای شیشه برای نمایش و توضیح به مخاطبین شرکت تبدیل گردد.

همچنین سعی شده که از فرآیندهای مختلف کار بر روی سرما و انعکاسات زیاد شیشه، از مصالح گرمی همچون چوب طبیعی استفاده شده تا کاربر و مخاطب فضا، شرایط مطلوب تری را تجربه نماید.

photo_2017-01-16_10-15-06

بانک سپرده گذاری کاخاگرانادا

decoro.ir

بانک سپرده گذاری کاخاگرانادا

گرانادا، اسپانیا

مکعبی بزرگ بر بالای یک سکو ساخته شده و دو حیاط آن را احاطه کرده اند.

پارکینگ، بایگانی و مرکز پردازش داده همه در همین سازه مستقر شده و دفاتر اداری در ۷ طبقه در درون این مکعب و گرد حیاط مرکزی داخلی چیده شده اند.

این مکعب روی یک گرید ۳*۳*۳ متر از بتن مصلح ساخته شده که روی بام به مثابه یک مکانیزم جمع آوری نور عمل می کند.

این در حقیقت ایده اصلی این ساختمان است. دو نمای رو به جنوب نقش آفتاب شکن را دارند که نور قدرتمند ورودی را فیلتر و نور بخش های اداری رو باز را تامین می کنند.

دو نمای رو به شمال که دفاتر مجزای اشخاص را دربر می گیرند، نوری را که مداوما به این سو می تابد دریافت می کنند و به واسطه شیشه و سنگ در نما از فضای خارجی جدا می شوند.

حیاط مرکزی داخلی که یک نورگیر واقعی شبیه حیاط های نورگیر خانه های روم باستان است،

نور یکپارچه و شدید خورشید را از طریق نورگیر بالایی جمع می کند و آن را به کمک رخام گچی دیوارهایی که راهروهای رو به شمال را در بر گرفته اند منعکس می کند.

این حرکت نور روشنایی دفاتر روباز در سوی مقابل را هم تامین می کند.

بام روی چهار ستون عظیم از بتن اکسپوز خوابیده است. از نظر کارکردی، این ساختمان فشرده، انعطاف پذیر و در عین حال ساده است.

خلاصه اینکه این بنا جعبه ای از بتن و سنگ است که به کمک حیاط مرکزی اش نور خورشید را به دام می اندازد و به تمامی بخش های دیگر می تاباند.

photo_2017-01-15_12-20-06

خانه د بلاس

decoro.ir

خانه د بلاس

سویا لا نوئوا، مادرید، اسپانیا

این خانه پاسخی است به موقعیتی که در آن قرار گرفته: بر بالای یک تپه در جنوب شرقی مادرید با چشم اندازی درخشان و رو به کو های شمال.

ساختماری خلق کردیم تا چیزی بر آن بنشیند: سکویی بتنی که روی آن یک جعبه شفاف شیشه ای قرار گرفته است.

این جعبه را نور و ساختار ساده فولاد سفید رنگ با ظرفت بسیار احاطه کرده است.

این جعبه بتنی که ریشه در زمین دارد کاربری های بنا را با پراکندگی شماتیکی در خود جای داده است:

نواری از فضاهای خدماتی در پشت و فضای کاربردی در جلو، پنجره هایی مربع شکل از درون به بیرون باز هشده و منظره بدیع بیرون را قاب گرفته اند.

جعبه شیشه ای روی این سکو دریچه ای رو به جهان بیرون است و از همین نقطه شاخص است که منظره پیش رو چشمگیرتر و نزدیک تر به نظر می رسد.

جعبه شیشه ای، بدون ذره ای نجاری زیر ساختار فلزی، تقریبا تا لبه نمای شمالی پیش می آید و در نمای جنوبی عقب می نشیند تا سایه ای فراهم کند.

در زیر غاری هست برای کسی که بخواهد به آن پناه ببرد. در بالا فضایی هست برای تماشا و فرورفتن در طبیعت.

هندسه دوگانه در ترکیب بندی بنا شخصیتی ساکن و آرام به آن بخشیده است.

طرح این خانه ترجمه دقیق ایده ای است که در آن جعبه ای مهندسی ساز روی جعبه ای خشک و یک تکه می نشیند.

این عصاره یکی از بنیادین ترین اصول معماری است. بار دیگر، کمتر بیشتر است.

photo_2017-01-15_12-19-54